گل پسر من علي گل پسر من علي ، تا این لحظه: 10 سال و 4 ماه و 10 روز سن داره
محمد سبحان گلممحمد سبحان گلم، تا این لحظه: 5 سال و 4 ماه و 10 روز سن داره
مجتبی جانممجتبی جانم، تا این لحظه: 3 سال و 6 ماه و 10 روز سن داره
پیوند عاشقانه ماپیوند عاشقانه ما، تا این لحظه: 11 سال و 7 ماه و 10 روز سن داره
زهرا خانومیزهرا خانومی، تا این لحظه: 2 سال و 20 روز سن داره

♥♥♥خود عشق♥♥♥

مامان هستم متولد ۶۳. امیدوارم شاد سالم و صالح باشین

محمدسبحان عشق مامانش

عزیزم الان خیلی یادت کردم بخولمت پسلم خیلی دوست دارم صداشو بزارم خودتون نظر بدین . چقدر شیرین صحبت میکنه باور کنید عسل کم میاره کنار شیرین زبانیش فدات بشم عزیزم ک را میگه ت ر را میگه ل مثلا کوکو          توتو کتاب          تتاب دکمه          تمه بزار      بزال سوره توحید را حفظه . مجتبی جانم چند روز هست چشماش قرمزه و خیلی نگرانم . دکتر چند قطره استریل براش نوشته .  علی هم با فضولیاش دیوانه کرده منو . فعلا فقط کلاس فوتبال میره . قران هم میخام بنویسم . عید فطر هم بعد رفتن خونه مامان بزرگ و عمو حسین رفتیم محمو...
8 تير 1396

شیرین زبونی محمد سبحان

جمعه علی با محمد سبحان با هم بازی می کردند . علی روی مبل می رفت و خودشو پرت می کرد و می گفت یا علی تا فاصله بیشتری بپرد . محمد سبحان هم خودشو پرت می کرد و میگفت یا ایجتبی(اسم مجتبی را خوب نمی تونه تلفظ کنه میگه ایجتبا) بعضی وقتا می گفت یا من ... یا محمد فوفان ( نمی تونه اسمشو بگه . ...
20 شهريور 1395

خوابیدن محمدسبحان

محمد سبحان را قبل از سال 95 شروع کردم تا جیش شو بگه و از پوشک بگیرمش که خیلی زود موفق شدم و دیگه اردیبهشت پوشک نشد و خودش میگه . شبا هم خودش بیدار میشه و جیش شو میگه . شبا که می خواهیم بخوابیم محمدسبحان گلم بعد از بوسیدن منو باباش تا زمان بستن چشماش شاید 10 بار بگه شب بخیر بسم الله ... رحیم که رحیم آخر را بلندتر میگه مادر به فدای زبونت بشه قربونت برم
9 شهريور 1395

سرما خوردگی محمدسبحان

سه شنبه مهدی خونه مامان بود و فوق العاده تب داشت و سرما خورده بود . مامان به من زنگ زد و گفتن مهدی بی قراری می کنه و همش میگه محمد سبحان . بیا اینجا . من هم عصر رفتم طفلی محمد سبحان سرما خوردگی را از مهدی گرفت و افتاد الان پنجمین روزه که با اینکه دکتر دوبار بردمش تب داره و صداش گرفته . من هم سرما خوردم و تب و لرز دارم . یا امام رضا امروز که روز تولدته به همه مریضا به خصوص بچه ها که توانایی شون کمتره نگاه  کن و شفاشون بده .
24 مرداد 1395

ادامه دایره لغات محمدسبحان

شب بخیر ........ شب بلبل خاله  ..........  شاله کوکو ...........  توتو برای منفی کردن فعلا یه نه اضافه میکنه . بیا اینجا .....  ن بیا اینجا بخور  ....  ن بخور به من بوس میدی .........  ن بوس     این روزا تو خونه بچه ها خیلی اذیتم می کنند . مجتبی را می خوابانم ، علی با سروصداهاش بیدارش می کنه . علی با محمدسبحان اصلا سازشی نداره و دائم با هم جنگ و جدال دارند . بعضی وقتا دیگه کم میارم . همسری هم وقتی میاد بچه ها خوابند و هیچ کمک کاری ندارم . برای علی روی لپ تابش هر بازی که میریزم فقط یک مدت کوتاهی  دوست داره انجام بده و دیگه باز شروع میشه فضولی کردناش . و حرص محمد س...
6 مرداد 1395

جمعه و پارک توحید

تا رسیدیم پارک ، بچه ها چند بچه را در حوض آب دیدند برا همین تحریک شدند و لباسشان را در آوردند و رفتند آب بازی . بعد خوردن نهار (جاتون خالی) بچه ها با بابا مرتضی رفتند فوتبال و بعد آن هم دوباره آب بازی خوب شد لباسای محمد سبحان بود که تن بچه ها کردم ...
20 تير 1395

چند روز در خانه

      ای جانم ، محمد سبحان با مجتبی صحبت میکنه و میگه ای جان ای جان  ولی همین که ازش غافل بشم شیشه شیر را می خوره قربونت برم مامان جون  در حال نگاه کردن به برنامه عمو پورنگ که ضبط کردم کریر وسیله بازی بچه ها شده تا برای مجتبی کوچولو     ...
19 تير 1395